7

با ذوق دستم را به سمتش دراز میکنم...

برای بار چندین و چند بار...دیدنش ذوق مرا بر انگیخته میکند...

اینبار محکم در دستش میگیرم...

چشانم را میبندم و لبخند زنان به تمامی اتفاقات خوب گذشته فکر میکنم..

و به تمام اتفاقات خوب آینده....

اینبار باذوق تمام آرزو میکنم...

به آسمان نگاه میکنم و بعد به قاصدکی که در دستانم هر لحظه انتظار رقصیدن را میکشید...

و شاید انتظار بادی که او را در خود گم کند...

اینبار مطمئن تر از همیشه لبخند میزنم...

چشمانم را میبندم و اندک بادی را نثار جان بی روحش میکنم...

چه ساده پر در آورد و بر باد سوار  شد...

چه ساده رهسپار شد...

 

امضا:ماجده

1397/2/24



تاریخ عکس :1397/1/10

دختری از جنس باد
۲۴ ارديبهشت ۹۷ , ۲۳:۰۵
عکسای قشنگین:-)

سخن وبلاگ نویس نوجوان:)

تا اومدم پاکشون کنم نظر دادای:)

Tina Ahmadi
۲۴ ارديبهشت ۹۷ , ۲۳:۱۴
عاشق قاصدکم منو میبره به‌دوران شیرین ۶ ۷ سالگی‌:)
عکس قشنگی شده...

سخن وبلاگ نویس نوجوان:)

اوهوم خیلی خوبه خخخخخخخخخخخ
کلا سری عکسایی که با قاصدک گرفته میشن خیلی قشنگن
+آهان راستی میگم این عکسه که گوشه وبلاگه زشت نیس من پامو انداختم رو هم ور دل شما ها نشستم؟
یهویی یادم اومد دیگه اینجا نوشتمش^_^

محسن رحمانی
۲۴ ارديبهشت ۹۷ , ۲۳:۲۳
به به چه خوب :)

سخن وبلاگ نویس نوجوان:)

اوهوم:)
Tina Ahmadi
۲۴ ارديبهشت ۹۷ , ۲۳:۳۸
موافقم قشنگ میشن
+نه اتفاقا‌من خوشم اومد، قشنگه:)))

سخن وبلاگ نویس نوجوان:)

:)
مررررسی*_*
Designed By Erfan Powered by Bayan