21+ پی نوشت

صدامو میبرم بالا گویی دلم میخواهد تمام جهانیان حرف هایم را بشنوند...

اما نمیدانم چرا به یکباره همه چیز را از یاد بردم

تمامی غم های پنهان در سینه ام اکنون گویا بی دلیل نشسته اند..‌

من دیگر چیزی را به یاد نمی آورم...🙃


+ماجده در ثانیه ای از همین امروز...مرد!



پی نوشت:سیزده روز مدت زمان خوبی بود تا برای اولین بار خودم باشم ...با تمام غم ها و شادی هایم...

"خدایا شکرت"


علی یارتان❤

22

نمیدونم چرا همه انقدر به برگشتنم امیدوارن🤔

یعنی سابقم انقدر خرابه😕



+متاسفم ولی این یه بارو فک کنم شما اشتباه میکنی...



#مخاطب_دار


پی نوشت:به خدا اگه یه پست غمگین دیگه ببینم قاطی میکنم...ی وخ ی اتفاقی میفته که نباید بیفته ها...

ببین من کی گفتم خواهر من!

20

درد مرا

شمعی میفهمد

که برای دیدن یک چیز دیگر

آتشش میزنند


#علیرضا_روشن

معذرت میخوام بابت پست های اخیر

ببخشید که سرتونو درد آوردم🙃

و ممنون بابت اینکه گذاشتین حالمو خوب کنم...❤

19

کوه نورد نیستم

نه.

من برای دیدن دشتم

به قله میرم



محو/علیرضا روشن



+شاید کمی آرام شده ام....!

18

همیشه وقتی حالم بده...شروع میکنم به نوشتن

نوشتن از هر دری

نوشتن از همه چیز...

مهم نیست که خیلی چرت و پرت بشه

مهم نیست که تهش خودمم نمیتونم بخونمشون

مهم فقط ی چیزه و اونم اینه که

اگه وقتی بچه بودم گریه آرومم میکرد...الان نوشتن آرومم میکنه

+ی خواهشی داشتم

میدونم که خدافظی کردم ولی بهم حق بدین که وقتی نا آرومم بیام اینجا و انقدر بنویسم تا آرامش پیدا کنم....


17

از بچگی همیشه ضعیف بودم

تقی به توقی میخورد..گریه میکردم...برام مهم نبود یک شخصیتی دارم یا غیر..

مهم نبود جلو بقیه خورد شوم...

مهم فقط این بود که خالی شوم...

اولاش خوب بود...آرومم میکرد اما ی مدت بعدش دیگه آروم نمیشدم..انگاری عادت شده بود واسم...

تا امسال

امسال عید بود که به خودم دیگه حق گریه کردن ندادم...

دلم برا مامانجون تنگ شده بود ولی گریه نمیکردم...

چشمام تا مرز قرمز شدن میرفت اما نه بخاطر گریه کردن...بلکه بخاطر گریه های نکرده و غم زیاد...

اما من قول داده بودم...به خودم که دیگه شخصیتم واسم مهم باشه...اما بازم نتونستم

بازم وقتی از دست بقیه ناراحت میشم راحت میزنم زیر گریه...

بازم وقتی بهم توهین میشه یا به دروغ بهم تهمت میزنن...میشینم گریه میکنم به جای اینکه از حقم دفاع کنم...

من هنوزم ضعیفم..

هنوزم همون ماجده کودکی هامم با ی تفاوت و اونم اینه که دیگه خسته شدم از دست خودم...

خسته ام

 خیلی


 خسته...

16

همیشه وقتی حالم بده...

وقتایی که از دست یکی عمیقا ناراحت میشم

وقتایی که قلبم راحت میشکنه...

همه ضمیرا جمع میشن...

همه فعلا جمع میشن تا دق و دلیمو سر همین جمع کردنا بریزم...

تا شاید آروم شم...

تا شاید ناراحت بشه از فعل جمع هام و برگرده...اما 

هه بیخیال من...بیخیال ناراحت شدنام...بیخیال قلبم...و بیخیال چشمای اشکیم ....

مهم تویی و جایی که حال دلت خوبه...

مراقب لبخندات باش داداشی❤



+نظرات همه جا بسته میشود...تا روزی که برگردم و پر انرژی زندگی تو بیانو شروع کنم دوباره

موقت طور:)

به امید تابستان شیرین و حضور پر رنگ😊

+نمیدونم نبودنم چقدر طول میکشه

ولی به بازگشت امید دارم...البته اگه عمرم قد دهد🙃


++در پناه حق


+++نماز و روزه تان هم قبول درگاه حق:)

15

من محکوم شده ام!

محکوم به زندگی کردن! محکوم به نفس کشیدن! نفس کشیدن در دنیایی که تاوان داشت...و تاوانش تمام ۱۵سال عمرم بود ! تاوان سنگینی بود . آنقدر سنگین که گاهی حس میکنم ۵۰،۶۰سال عمر کرده ام! آنقدر سنگین که تک تک کلماتم با آهی عمیق عجین شده اند. آنقدر عمیق که بنشینم و همه را نصیحت کنم و آخرش همه به سنم بخندند!

آری این ۱۵سال عمرم به اندازه ۵۰سال گذشت! به اندازه۵۰سال سختی! ۵۰سال درد! اما نمیگذارم تمام سال های باقی مانده ام به این دردناکی بگذرد...

مهم نیست که روح و جسمم با هم تفاوت سنی بسیاری دارند! مهم نیست روزگار طعم زندگی را به من بد فهماند...! مهم نیست...! هیچ مهم نیست الا یک چیز و آن این است که من میخواهم تک تک روز های باقی مانده را زندگی کنم...کم نخواهم آورد !کمر خم نخواهم کرد! 

من تک تک ثانیه های باقی مانده را زندگی خواهم کرد

14

از وقتیکه بزرگ شدم..تک تک قدمایی که تو خیابون بر میداشتم فقط با ی آرزو بودن...دلم میخواست پلیس مبارزه با مواد مخدر بشم..

1.متنفرم از همه اونایی که این آشغالا رو پخش میکنن. و اینکه برادر من!خواهر من اون سیگاری که میذاری گوشه لبت...نه شیکت میکنه..نه آرومت میکنه..!فقط معتادت میکنه به خودش😑و هزاران تا بیماری عجق وجق

بعدشم اگه خودتون مهم نیستین حداقل اون دودشو فوت نکنین تو صورت بقیه شاید یکی این وسط ناراحتی قلبی داشت...یکم به فکر بقیه باشین!هرچند که بعید میدونم😑

2. دلم میخواد شهید بشم و برم پیش دایی جونم کسی که دیدن عکسشم منو عاشق خودش میکنه..

دلم میگیره وقتی میگن حلال زاده به داییش میره...


+دیروز انگاری کل دنیا رو سرم خراب شد وقتیکه آبجیم بهم یاد آوری کرد که اینجا ایرانه و زنان همیشه در خفا اند...😔


++امیدوارم سعادتشو داشته باشم که شهید بشم ..اون موقع دیگه خفا و غیر خفایی وجود نخواهد داشت...

Designed By Erfan Powered by Bayan